![]() |
![]() |
|
| موج اگر ميدونست که ساحل هيچ وقت دستشو نميگيره هرگز نفس نفس نميزد براي رسيدن |
|
برای تو می نویسم که بودنت بهار و نبودنت خزانی سرد است.
تویی که تصورحضورت سینه بی رنگ کاغذم را نقش سرخ عشق می زند.
در کویر قلبم از تو برای تو می نویسم. ای کاش در طلوع چشمان تو زندگی
می کردم تا مثل باران هر صبح برایتشعری می سرودم آن گاه زمان را در
گوشه ای جا می گذاشتم و به شوق تو اشک می شدم و بر صورت مه آلودت
می لغزیدم ای کاش باد بودم و همه عصر را در عبور می گذراندمتا شاید
جاده ای دور هنوز بوی خوب پیراهنت را ...
راستی من آمدم آمدم دوباره تا عاشقم شوي آمدم تا ببيني اون که از عشقت مي سرود ديوانه نبود بلکه
ويرانه ي عاشقانه ها بود |
|
+ سیاه شده در
چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 10:27 توسط دختر همیشه تنها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره من |
شخصی به هزار غم گرفتارم
در هر نفسی به جان رسد کارم بسیار امید بود در طبعم ای وای امید های بسیارم ! هر نیمه شب آسمان ستوه آید از گریه ی سخت و ناله‘ زارم قصه چه کنم دراز بس باشد چون نیست گشایشی ز گفتارم ...... |
| پیوندهای روزانه |
|
یه سایت توپ واسه وبلاگ شما کدهای جاوا اسکریپ اینم یه سایت دیگه از کدهای جاوا آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
مداد رنگی ها |
|
RSS
|