![]() |
![]() |
|
| موج اگر ميدونست که ساحل هيچ وقت دستشو نميگيره هرگز نفس نفس نميزد براي رسيدن |
|
اول مهر ... روز بازگشایی مدارس ... روز شروع ماجراهای کوچه پشت مدرسه ... کوچه اقاقیا ... کوچه ای که هر ساله محصل .کوچه ای که گاه از عطر گلهای زیر پا له شده درد و گاه پر از شادی مدرسه یک افسر و دو عاشق ,
روبه روی مدیر مدرسه با چشمانی منتظر و نگران ... روزگاری بود و گذشت که هر ساله زنده شدن آنها برایش عذاب آور است . حالا تنها اوست که خاطرات گذشته را در طول این کوچه مرور می کند . حالا کوچه اقاقیا پر از آه و نفرین . |
|
+ سیاه شده در
شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 13:16 توسط دختر همیشه تنها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره من |
شخصی به هزار غم گرفتارم
در هر نفسی به جان رسد کارم بسیار امید بود در طبعم ای وای امید های بسیارم ! هر نیمه شب آسمان ستوه آید از گریه ی سخت و ناله‘ زارم قصه چه کنم دراز بس باشد چون نیست گشایشی ز گفتارم ...... |
| پیوندهای روزانه |
|
یه سایت توپ واسه وبلاگ شما کدهای جاوا اسکریپ اینم یه سایت دیگه از کدهای جاوا آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
مداد رنگی ها |
|
RSS
|