![]() |
![]() |
|
| موج اگر ميدونست که ساحل هيچ وقت دستشو نميگيره هرگز نفس نفس نميزد براي رسيدن |
|
امشب حسش میکنم ... امشب شب عجیبیه ! من تنهام ولی تنها نیستم حضورش رو حس میکنم ، بوی عطرش مشامم رو پر کرده ، گرمای وجودش رو در آغوشم حس میکنم ، نا خودآگاه تمام خاطرات با اون بودم فیلم وار از جلوی چشمام میگذره . باز چی شده ؟؟؟ باز هم جادوم کرده ؟؟؟ باید به خودم بیام نباید بذارم این بارم سحرش بر من غلبه کنه ... نه ... نه اون ، پیش من نیست اصلاً بوی عطر اون هم نیست ، این گرما هم گرمای پتومه خاطرات هم همش توهمه ... توهم . نه نمیشه .... نمی تونم با این حرفا خودم و گول بزنم ... اون اینجاست حضورش رو حس می کنم . تو نبودش کلی حرف آماده کردم که حتی اگه تو خواب هم دیدمش بهش بگم ... می خواستم علت این کاراش و ازش بپرسم ..... چراهای زیادی تو ذهنمه .. چرا دوباره اومد ؟؟؟؟ من که دیگه کاری به کارش نداشتم ......... دوسم داشت ؟؟؟!!! پس چرا این کارا رو باهام کرد ؟؟؟پس چرا رفت ؟؟؟ و خیلی سوالهای دیگه ولی الآن هیچ کودومشون رو نمی تونم یه زبون بیارم مثل روزهایی که میدیدمش و باهاش حرف میزدم همه چیز از برنامه خارج میشد هیچ وقت نمی تونستم اون چیزایی که می خواستم بهش بگم و بگم ینی هیچ وقت اجازش رو با نگاهش ، با حرفهایی که پیش میکشید ، با دست پیش گرفتناش ، با دادو بیداد کردنش و حتی با خندیدن هاش بهم نمی داد وحالا هم با حس قشنگ بودنش ....
بازم سکوت میکنم تا ....
احساس قشنگ با او بودن رو خوب به خاطر بسپارم برای لحظه های بی او بودن
|
|
+ سیاه شده در
شنبه ششم مهر 1387ساعت 21:31 توسط دختر همیشه تنها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره من |
شخصی به هزار غم گرفتارم
در هر نفسی به جان رسد کارم بسیار امید بود در طبعم ای وای امید های بسیارم ! هر نیمه شب آسمان ستوه آید از گریه ی سخت و ناله‘ زارم قصه چه کنم دراز بس باشد چون نیست گشایشی ز گفتارم ...... |
| پیوندهای روزانه |
|
یه سایت توپ واسه وبلاگ شما کدهای جاوا اسکریپ اینم یه سایت دیگه از کدهای جاوا آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
مداد رنگی ها |
|
RSS
|