![]() |
![]() |
|
| موج اگر ميدونست که ساحل هيچ وقت دستشو نميگيره هرگز نفس نفس نميزد براي رسيدن |
|
ـ در زنده بودن تمنای لبخندی داشتیم و نخندیدند بعد از مرگمان گریستنشان کدامین دردمان را درمان خواهد کرد .
ـ غربت را نباید در الفبای شهر غربت جستجو کنی همین که عزیزت نگاهش را به دیگری فروخت تو غریبی ...
|
|
+ سیاه شده در
پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 18:42 توسط دختر همیشه تنها |
|
|
نه ديگر رسيدن ها ، نه شوق و ذوق ديدن ها ، نه سوي هم دويدن ها عقب رفتيم پنهاني ، نه ديگر فال و نه حافظ ، نه ديگر غير تو هرگز ، نه آن شاخه گل قرمز ، نه گل ماند و نه گلداني ، نه ديگر طعم لالايي ، نه ديگر بي تو تنهايي ، نه ديگر کي تو مي آيي ، همه گم شد به آساني ، نه ديگر دوستت دارم ، نه از عشق تو بيمارم ، نه تا آخر تويي يارم ، هوا سرد است و طوفاني ، نه ديگر حرف هاي راست ، نه ديگر زندگي با ماست همان شد که دلت مي خواست ، نمانده عهد و پيماني ، نه ديگر گفتگو کردن ، نه چيزي آرزو کردن ، نه حرفي رو به رو کردن ، فراموشت شدم آني ، حرامم شد شب يلدا ، تمامش کن همين فردا ، نگو جاي تو من گفتم ، به قلبم که پشيماني .... |
|
+ سیاه شده در
پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 11:39 توسط دختر همیشه تنها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره من |
شخصی به هزار غم گرفتارم
در هر نفسی به جان رسد کارم بسیار امید بود در طبعم ای وای امید های بسیارم ! هر نیمه شب آسمان ستوه آید از گریه ی سخت و ناله‘ زارم قصه چه کنم دراز بس باشد چون نیست گشایشی ز گفتارم ...... |
| پیوندهای روزانه |
|
یه سایت توپ واسه وبلاگ شما کدهای جاوا اسکریپ اینم یه سایت دیگه از کدهای جاوا آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
مداد رنگی ها |
|
RSS
|