![]() |
![]() |
|
| موج اگر ميدونست که ساحل هيچ وقت دستشو نميگيره هرگز نفس نفس نميزد براي رسيدن |
|
باید فراموشت کنم چندیست تمرین می کنم من می توانم می شود,آرام تلقین می کنم با عکس های دیگری تا صبح صحبت می کنم با آن اتاق خویش را بیهوده تزئین می کنم سخت است اما می شود در نقش یک عاقل روم شب نه دعایت می کنم نه صبح دعایت می کنم حالم نه اصلاْ خوب نیست تا بعد بهتر می شود فکری برای این دل تنهای غمگین می کنم از جنب و جوش افتاده ام دیگر نمی گویم به خود وقتی عروسی می کند آن می کنم , این می کنم خوابم نمی آید ولی از ترس بیداری به زور با لطف قرص قد نقل یک خواب رنگین می کنم این درد ز درد بی کسی بر شانه جا خوش کرده است از روی عادت دوستی با بار سنگین می کنم هرچه دعا کردم نشد شاید کسی آمین نگفت حالا تقاضای دلی سرشار از آمین می کنم نه اسب , نه باران , نه مرد تنهاییم و این دائمیست اسب حقیقت را خودم با این نشانه زین می کنم یا می برم , یا باز هم نقش شکستی تلخ را در خاطرات سرخ خود با رنج آذین می کنم حالا نه تو مال منی , نه خواستی سهمت شوم این مشکل من بود و هست در عشق گلچین می کنم کم کم ز یادم می روی این روزگار و رسم اوست این جمله را با تلخی اش صد بار تضمین می کنم |
|
+ سیاه شده در
شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 23:29 توسط دختر همیشه تنها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره من |
شخصی به هزار غم گرفتارم
در هر نفسی به جان رسد کارم بسیار امید بود در طبعم ای وای امید های بسیارم ! هر نیمه شب آسمان ستوه آید از گریه ی سخت و ناله‘ زارم قصه چه کنم دراز بس باشد چون نیست گشایشی ز گفتارم ...... |
| پیوندهای روزانه |
|
یه سایت توپ واسه وبلاگ شما کدهای جاوا اسکریپ اینم یه سایت دیگه از کدهای جاوا آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
مداد رنگی ها |
|
RSS
|