![]() |
![]() |
|
| موج اگر ميدونست که ساحل هيچ وقت دستشو نميگيره هرگز نفس نفس نميزد براي رسيدن |
|
نمی دانم دلم گم شده یا اونی که دل بو او سپردم . نمی دانم عشقم گم شده یا معشوقم . نمی دانم اعتماد بی جا کردم یا بی جا به من اعتماد کردند . نمی دانم لیاقت او را نداشتم یا او لایق من نبود . نمی دانم من در حق عشقمان خیانت کردم یا او. او قدر مرا ندانست یا من . نمی دانم خدا این را قسمت ما کرد یا ما خود قسمت را رقم زدیم . نمی دانم چرا وقتی دل بستن سهل است , دل کندن آسان نیست . نمی دانم خدا به ما دل داد تا از دنیا ببریم یا دنیارو داد تا دل بکنیم . هنوز نمی دانم با بودن او زندگی سخت است یا بی او . تحمل جای خالیش توی تک تک لحظه ها سخت تر است یا .... نمی دانم شکستن غرورم سخت تر است یا شنیدم صدای شکستن قلبم . نمی دانم تو به من عشق را آموختی یا می خواهی نفرت را یادم بدهی . نمی دانم که بگویم : چرا آمدی ؟ یا بپرسم که چرا رفتی ؟ من نمی دانم تو به من بگو .... |
|
+ سیاه شده در
سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 13:19 توسط دختر همیشه تنها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره من |
شخصی به هزار غم گرفتارم
در هر نفسی به جان رسد کارم بسیار امید بود در طبعم ای وای امید های بسیارم ! هر نیمه شب آسمان ستوه آید از گریه ی سخت و ناله‘ زارم قصه چه کنم دراز بس باشد چون نیست گشایشی ز گفتارم ...... |
| پیوندهای روزانه |
|
یه سایت توپ واسه وبلاگ شما کدهای جاوا اسکریپ اینم یه سایت دیگه از کدهای جاوا آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
مداد رنگی ها |
|
RSS
|