![]() |
![]() |
|
| موج اگر ميدونست که ساحل هيچ وقت دستشو نميگيره هرگز نفس نفس نميزد براي رسيدن |
|
فراموش کردن آدم ها کار ساده ایست !!!
به راستی که چه آسان از یاد یکدیگر می رویم ... --------------------------------------------------------------------------------------------------------- چنان گرفته گلوی مرا دو پنجه ی غم ، --------------------------------------------------------------------------------------------------------- آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست ، --------------------------------------------------------------------------------------------------------- امشب براي گريه ام يک شانه مي خواهم که نيست دراين خرابات جهان يک خانه مي خواهم که نيست در
غربت چشمان تو تنهاييم اواره شد در وصف اين نامردمان يک واژه مي خواهم که نيست |
|
+ سیاه شده در
چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 9:20 توسط دختر همیشه تنها |
|
|
روز ها می گذرند و ما در انتهای باغ به انزوا نشسته ایم ،
|
|
+ سیاه شده در
سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 20:37 توسط دختر همیشه تنها |
|
|
برگرد ای غریبه من بیمار نگاه خاموشت هستم و جاودانه دوستت دارم.
دوستت دارم حتی اگر به چشمان خیسم بخندی. دوستت دارم حتی اگر دلت از سنگ باشد.حتی اگر هیچ احساسی بر من نداشته باشی. چرا باور نداری که به تو نیاز دارم.؟ منی که قلبی ویرانه دارم ودلی سوخته٬منی که ساحل دریای دلم طوفانی است٬ .امواج غم در دلم زیر و زبر میشود نیاز به تو دارم که قلبم را با محبت وعشق ات صفا دهی ٬ دل سوخته ام را با نگاه نافذت جان دهی وساحل دلم را آرامتر از همیشه کنی!!!!!!!! کاش می شد تا ابد در شهر سکوت خودم هزاران بار به تو بگویم :دوستت دارم کاش می شد قناری عشق تو را تا ابد در قفس دلم به اسارت بکشم٬وهیچ نگذارم که تو بفهمی چقدر دوستت دارم. کاش در کنارت بودم تا این همه احساس تنهائی نمیکردم واز فراق وهجران تو درد جانکاهی دلم را نمی فسرد. تا قبل از این نمی دانستم شبهای فراق چقدر طولانی وتاریک وروز های آن ابری و بارانی است. اما با دوری از تو از تنها عشقم از آموزگار هجرت این درسها را فرا گرفتم.واکنون از طول ثانیه های بی تو بودن در آینده نیز خبر دارم. اما روز اولی که دل به تو بستم همه این مصائب و مشکلات را میدیدم باور کن همان روز به خودم گفتم: ای دل عاشق شدی؟ غم هایت مبارک |
|
+ سیاه شده در
دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 22:27 توسط دختر همیشه تنها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره من |
شخصی به هزار غم گرفتارم
در هر نفسی به جان رسد کارم بسیار امید بود در طبعم ای وای امید های بسیارم ! هر نیمه شب آسمان ستوه آید از گریه ی سخت و ناله‘ زارم قصه چه کنم دراز بس باشد چون نیست گشایشی ز گفتارم ...... |
| پیوندهای روزانه |
|
یه سایت توپ واسه وبلاگ شما کدهای جاوا اسکریپ اینم یه سایت دیگه از کدهای جاوا آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
مداد رنگی ها |
|
RSS
|